قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۹/۱۳ - ۱۰:۲۴
نوشتاری بر فیلم «آسمان زرد کم عمق»

گیر کردن انسان در دنیای مدرن

داستان فیلم «آسمان زردِ کم‌عمق»، داستان استیصال انسان در دنیای مدرن است. توکلی هم مانند بسیاری از فیلم‌سازان هم‌نسل خود می‌خواهد روایت خود از این درماندگی را داشته باشد.

گیر کردن انسان در دنیای مدرن

 

به گزارش «سراج24»،  پیش از هر چیز و فارغ از این که «آسمان زردِ کم‌عمق» فیلم خوبی است یا بد، باید به این نکته اشاره کرد که توکلی، یک کارگردان صاحب‌سبک شده است. از آن دست کارگردان‌هایی که امضایشان پای اثرشان است و در هر نما و سکانس از فیلم، خالق اثر نیز حضور دارد و این خود نکته‌ای مثبت در کار کارگردان جوانی است که هنوز تعداد فیلم‌هایش به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. این بدان معنی است که حتی اگر تیتراژ فیلم و اسم خالق اثر را نبینیم و ندانیم، می‌توانیم نام کارگردان آن را حدس بزنیم و این موضوع به این سادگی‌ها به دست نمی‌آید.
 
«آسمان زرد کم‌عمق»، فیلمی ‌است که پس از موفقیت غافلگیرکنندۀ فیلم قبلی توکلی، «اینجا بدون من»، به نمایش درآمده‌است و همین امر انتظارات را از این کارگردان بالا می‌برد. توکلی در فیلم جدید خود به همان سبک فیلم‌سازی خود وفادار مانده و لحن و فضای فیلم او مشابه کارهای سابق اوست. فضاها همان‌قدر مبهم و رازآلود هستند و مخاطب باید خودش را با دنیای ذهنی کارگردان تطبیق دهد. هم‌چنان با لوکیشنی محدود و بازیگرانی کم‌تعداد روبه‌رو هستیم و باز هم برای روایت داستان، از نریشن کمک گرفته می‌شود. در ابتدا نریشن‌های صابر ابر، مخاطبان را به گذشته و آیندۀ شخصیت‌های داستان پیوند می‌زند و در ادامه، تدوین غیرخطی فیلم نیز مخاطب را وارد بازی با زمان و تقدم و تأخر اتفاق‌ها می‌کند و از روی گریم و لباس بازیگران متوجه شکسته‌شدن زمان می‌شویم. به نظر می‌رسد همین موضوع از جایی به بعد؛ یعنی، پس از مشخص‌شدن خط داستانی فیلم و پی‌بردن به گره اصلی قصه، کمی ‌برای تماشاگران خسته‌کننده می‌شود و از طرف تماشاگر پس زده می‌شود.
 
 
داستان فیلم «آسمان زردِ کم‌عمق»، داستان استیصال انسان در دنیای مدرن است. توکلی هم مانند بسیاری از فیلم‌سازان هم‌نسل خود می‌خواهد روایت خود از این درماندگی را داشته باشد. کاری که این سال‌ها در فیلم‌های کارگردانانی مثل فرهادی و کاهانی دیده‌ایم، با این تفاوت که فرم روایت توکلی رئال نیست. آدم‌های فیلم توکلی، احساس رضایت درونی ندارند و شاد نیستند. شخصیت‌ها در کنار هم زیست می‌کنند، اما شبیه جزیره‌های دور افتاده و دور از هم هستند که هرکدام درگیر مشکلات عینی و ذهنی خود هستند. عروس و داماد در شب عروسی خود دعوا می‌کنند و هرگز لبخندی که حاکی از رضایت قلبی باشد، مشاهده نمی‌کنیم. غزل، حادثه‌ای هولناک را پشت سر گذاشته و تمام زندگی‌اش تا مدت‌ها پس از آن حادثه، تحت‌الشعاع قرار گرفته است. مهران، دائماً در حال تکاپو برای حل مشکلات است و از یک عکاس طبیعت به یک پادوی بنگاه مسکن تبدیل شده است و درگیر زندان و بدهکاری برای جرمی‌که مرتکب نشده است، می‌شود. انگار فرقی نمی‌کند چه کسی و از چه زاویه‌ای، انسان مدرن را روایت می‌کند، چرا که استیصال و درماندگی، سرنوشت گریزناپذیر اوست. ‌
 
«آسمان زرد کم عمق»، هم خوبی‌ دارد و هم بدی‌؛ خوبی‌اش این است که کارگردان، دنیای خودش را می‌سازد و مخاطب را به دنیای درونی خود پیوند می‌زند؛ دنیایی که آدم‌ها و روابط بینشان شکلی بدیع و تازه‌ دارند و در مقابل بدی‌اش برای ما به عنوان مخاطب، این است که جایی خارج از فیلم نمی‌توانیم چنین مناسباتی را ببینیم و همیشه مرزی وجود دارد که نمی‌گذارد کاملاً با شخصیت‌های داستان یکی شویم؛ همان مرزی که واقعیت و رویا را از هم جدا می‌کند.
میلاد نوریان
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••